۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

اعتقاد مولانا درباره فقیهان منبری

Print Friendly and PDF



حکایت است که روزی  مولانا در مسجدی حضور داشت که واعظی بر منبر مشغول وعظ گفتن بود. مولانا خطاب به مریدان که کنارش نشسته بودند آغاز به تعریف حکایتی کرد که خواجه ای ثروتمند فوت نموده و اموال بسیار برای فرزندش به میراث ماند. فرزند که مال بادآورده ی بسیار نصیبش شده بود با فاحشه ای زیباروی نرد عشق باخت و همه ی ملک و ثروت و دارایی را خرج آن زن کرد و برایش هیچ باقی نماند.

مرد میراثی  چه داند  قدر مال      رستمی جان کند و مجان یافت زال
نقد رفت و کاله رفت و خانه ها      ماند چون جغدان در آن ویرانه ها

عاقبت چنان به مفلسی افتاد که آن فاحشه نیز از او روی گرداند و دیگر هیچ جواب پیغام و 





پسغام ) را نمی داد. در پایان، جوان به آن زن گفت: از تو یک خواهش کوچک دارم و پس از آن دیگر کاری با تو ندارم. هر کجا که خواهی برو و با هر که خواهی باش. معشوقه پذیرفت. جوان به او گفت می خواهم زمانی که برای قضای حاجت ) به مستراح می روی از لای در تو را تماشا کنم. به هر حال، زن به آن جا رفت و جوان از شکاف در به تماشای میان دو ران زن مشغول گشت*.  پس از لحظاتی به گریستن افتاد و های های گریست. معشوقه علت را جویا شد. پاسخش گفت: می خواستم ببینم از آن همه درهم و دینار و ملک و اسباب و ثروت بسیار که در راه این روزن و سوراخ تلف کردم هیچ کدام را آیا آنجا بازخواهم یافت**. اثری از آن همه نیافتم بر آن می گریم. سپس مولانا اضافه کرد: « همچنین این واعظ ما نیز و علمای ظاهر خودنما، اگر چه از انبیا و اولیا و اقطاب نشان ها می دهند و بدان قدر مباهات می کنند، قطعاً از آن حالات و مقامات درویشان چیزی در آنها نیست و تصور ایشان آن است که همه را دارند

دعوی عشق کردن آسان است        لیک آن را دلیل و برهان است

حقا که هیچ ندارند و آن چه دارند بربسته است، نی بر رسته. عاقبت کار معلوم شان شود و سود ندارد» سپس برخاست و بی کفش از مسجد خارج شد.

از مناقب العارفین افلاکی

همانا که ساعتی به تفرج فرجه ی فرج او مشغول شده فریاد کرد و به هیاهای گریست
**  از آن مجموع مال و اسباب و اسبان که در راه او درباختم درینجا هیچ یکی را نمی بینم و همه درین جایگاه تباه پرگناه فرو رفته است.


به اشتراک بگذارید:

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Yahoo Buzz :: Digg :: Delicious :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر و پیام خود را انتشار دهید

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...