۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

مناجات امروز - بیست و یکم مهر

Print Friendly and PDF


بارالها! راه صلح بسته است و هر طرفی هیزم نزاع افروخته است. نزاع طالبان حق و جویندگان باطل. و بیش از آن نزاع باطل با باطلی دیگر. راهِ نجات و سعادت باریک و راه تباهی بس وسیع و گسترده است. شهریاران از طریق عدل و انصاف دورتر از همیشه و از قانون و حدود تو نامی نیست جز برای بازیچه و دستاویزِ فریب. نام تو را می برند و ستم می کنند. نام حق را بر زبان می رانند و به ناحق گردن می زنند. دین تو را پوشش ظاهر خود ساخته اند و آیا جز از برای آنکه پوستین انسانی بر قواره ی گرگان کنند بهره ای دیگر از آن می جویند؟ از آیین برادری می گویند و جز خرافه پرستی را ترویج نمی کنند.

ای برپاکننده ی میزان! که هر چیزی را درخور قابلیتش از فضل خود بهره مند می سازی و پاداش و عقابت متناسب با اعمال است و ترازوی تو بر شاهین عدل استوار است. هر جنس را مطابق با جنسیت اش مورد سنجش قرار می دهی، کیفیت را بر حسب کیفیت و کمیت را با وزنه های کمیت و هیچ قابلیت و استعدادی از مواهب تفضل تو بی بهره نخواهد ماند. رازِ قسط تو و کیفیت دادگری ات بر زندانیان بندیِ زمان و زنجیریان گستره ی امکان پوشیده و مستور است. جلوه های فرزانگی و اشعه های حکمت ات، جز بر رهیده گان از عالم خاک و گسسته گان زنجیر جسم و جان و طیران کننده گان سبکبال بر گرد افلاک عیان نگردد. اسیران این مغاک تیره و تار از ادراکِ حقایق ناب محرومند چرا که این عالم ناپاک گنجای عدالت تو نیست.




خدایا! دستمان کوتاه و بازوهایمان بی طاقت است. پاهایمان پر تاول و دلهایمان شکسته است. نیروی ما اندک و بلاها بسیار است. چشمان مان کم سو و تاریکی ها در هر سو سایه افکنده و روزنه های نور فروبسته است. از تعداد ما هر دم کاسته شده و بر خیل دشمنان مان افزوده می گردد. اکنون و همیشه داوری با توست. در آن که بر عهد و پیمان خود نسبت به حقیقت وفادار بوده ایم. در آن که نسبت به دشمنان خود از راه انصاف و مروت بیرون نرفته ایم. در آن که دشمنان خود را به دوستی دعوت کرده ایم و جز بر سر حق، در تمام امور با آنها مدارا کرده ایم. پس اکنون مانند همیشه جز به تو و یاری تو چه امید دیگری باقی است؟


ای یاریگر ناتوان شده گان! چنان کن که حقِ ضایع شده ی خویش را از آنان که در حق ما انصاف و مروت روا نداشته اند بازستانیم. به ما توانی بخش تا با دست و زبان خویش یاریگر آنانی باشیم که دست و زبان خویش و جسم و جان خویش را در طلب حق ایثار کرده اند. یاری مان کن تا دست کسانی را بفشاریم که منفعت خویش را بر مصالح مردم مقدم ندانستند و دست و زبان شان به خیانت نرفت و حقوق مظلوم را به هیبت ظالم نفروختند. دل های ما را با دلهای ایشان یک صدا کن و با دلهای همه ی آن هایی که فریادهای ما بغضِ فروخورده ی آنان نیز هست و سکوت شان نه دلیلِ بیصدایی که نشان غم تنهایی است. بارالها! یک صدایی ما را مقدمه ی همزبانی و همزبانی ما را مقدمه ی همدلیها گردان تا ستمدیده گان به انبوه جمعیت یاری کننده گان دلگرم شوند و یاری گران به قدرت وحدت خود پی برند و ظالمان از هیبت مظلومان بر خود بلرزند. مگر نه چنین است که فرمودی: چه بسا اندک، که بر بسیار غلبه یابد و مگر نه آن که ضعیف را به نیروهای غیبی یاری کنی تا بر قوی تسلط یابند. پروردگارا! آیا قدرت مشیت تو و غلبه ی قضای تو جز به واسطه ی اتحاد مظلومان علیه ظالمان تحقق می یابد. چنان که پیشوای اهل حقیقت، علی (ع) فرمود: مظلوم در سکوت و سکونِ خویش نسبت به ستم، با ظالم در گناهش شریک است.


 قبلی ها :     (1)      (2)



به اشتراک بگذارید:

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Yahoo Buzz :: Digg :: Delicious :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر و پیام خود را انتشار دهید

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...