ما را اگر روی بامی قرار دهند یا از این سر آن می افتیم یا از آن سر. در واقع دور است که بتوانیم خود را در حالتی متعادل بر مرکز بام حفظ کنیم. یا از آن دسته ایم که انسانی را تا مرتبه ی پرستش، تقدس می بخشیم و این قابلیت را نیز داریم که از همان انسان، ابلیسی دیوسیرت بسازیم. و یا جزو آن دسته از این جامعه ایم که به هیچ انسانِ بزرگ و فرزانه ای بها نمی دهیم و اصولا همه را سر و تهِ یک کرباس می دانیم و با یک محک همه را می رانیم. یا آن قدر بی تفاوت و منفعلیم که همه ی اعضا و جوارح را از دست و پا گرفته تا گوش و زبان، همه را همچون چشم تماشا به کار می گیریم و تنها ناظرِ فرایندهاییم. مداخله و مواجهه در هیچ امری نمی کنیم چه امرِ مربوط و چه نامربوط. و یا از طرفِ دیگر در هر دعوایی آن وسطیم. حق یا باطل، فرقی نمی کند، هیچ کس از مشت ما در امان نیست. طومار همه را یکسره در هم می پیچیم. در یک کلام یا محافظه کاریم یا رادیکال. ما ملتی هستیم که حد وسط نداریم. تعادل را نمی شناسیم و با اقتصاد بیگانه ایم.
در ادامه ی بررسی های جامعه شناختی، در این یادداشت به صورت تیتروار نمونه هایی از عناصر ماندگار و ویژگیهای عمده ی جامعه ی خود را ذکر می کنیم و در فرصتهای بعد مهم ترین آنها را به بحث می گذاریم.
ویژگیهای کلی جامعه ی ما در تاریخ:
سلطه ی آداب و سنن و عادات اجتماعی بر زندگی عمومی – خرافه پرستی و جادو مزاجی و موهوم گرایی (باور به نقش نیروهای موهوم در جامعه و حاکمیت پری داران بر روح و روان مردم) – رواج تقلید و فقدان روحیه ی حقیقت جویی در مردم – حاکمیت جهل مرکب میان توده ها و رواج اطلاعات مخدوش و نادرست و غیاب حقیقت و راستی ( دعوی دانایی و همه دانی به رغم تسلط بی چرای نادانی) – همه گیری دروغ و رونق عوامفریبی – شکم پرستی و اهمیت یافتن غذا و جنگ میان گرسنه و سیر – تظاهر به صداقت و رواج تقلب در روابط اجتماعی و غش در معاملات – اعتقاد به منجی و ترویج روحیه ی بردگی و نیاز به رهبر معنوی بی چون و چرا جهت تبعیت محض و اضمحلال تفکر – خودرایی، خودکامگی و خودبینی بیش از اندازه در روابط خانوادگی و اجتماعی و انتقاد گریزی - مردسالاری و اتکای بیش از اندازه ی خانواده به نقش پدر و چیرگی مسایل اقتصادی ( اهمیت به منافع مادی) در روابط عاطفی – سودجویی و منفعت طلبی و مادی گرایی افراطی – غرق شدگی در زندگی روزمره و گریز از خودشناسی به دامن روزمرگی – یأس و نومیدی در میان جوانان و بی تفاوتی و انفعال در بین میان سالان و سالخورده گان - جبر ساختاری و قرار گرفتن افراد در موقعیت های نادلخواه و اجباری بدون امکان استفاده از استعدادها و قابلیت ها و تخصص ها - بی حرمت شدن حریم خصوصی و بی اعتباری مالکیت - بی ثباتی در تمام امور اجتماعی سیاسی و اقتصادی – قدرت گیری بیش از اندازه ی روحانیون در امور اجتماعی و سیاسی و وابستگی مادی و معنوی عوام به نقش آنها – رواج سپاهیگری و قدرت گیری نظامی ها – فساد دستگاه های اداری – جذابیت غارتگری در میان مردم و حکومت – فاصله گرفتن مردم از حکومت - مقاومت جامعه در برابر تغییرات بنیانی به خاطر نیاز توده به روزمرگی برای فرار از دشواری ها و خطرات خودشناسی – از سکه افتادن اخلاق و رواج قانونگریزی در میان ملت و به تبع آن حکومت - باور داشتن به این نکته که برای حل مشکلات باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند – بی اعتبار شدن عهد و پیمان در میان مردم و از بین رفتن قبح اعمالی چون پیمان شکنی، تقلب، ریاکاری و نفاق و البته دروغ – ناپاسخگویی دستگاه قضایی در برابر بیعدالتی ها و تبعیض ها و فسادها و عدم تلاش وی برای رفع مظالم - تحقیر و فروداشت جایگاه زنان و عدم استقلال آنان – نابودی فرهنگ و کاهش علاقه ی مردم به هنر و ادبیات و سقوط نرخ کتابخوانی و مطالعه در بین عامه ی مردم – آموزش و پرورش سفارشی و شستشوی مغزها توسط قدرتمداران اجتماع جهت ترویج عقاید خود (به عنوان عقاید سالم) و جلوگیری از رواج افکار ناسالم و مخرب و خطرناک (یعنی تحریم آزاداندیشی و دگراندیشی به واسطه ی سانسور و جعل اخبار و اسناد و تحریف تاریخ و تغییر حقایق) – خود دانای کل پنداری و عدم اعتنا به عقاید دیگران و طرد و نفی مخالف و منتقد – تحقیر و تخریب شخصیت و جایگاه دگراندیشان و مبتذل جلوه دادن منش، افکار و عقاید و اهداف ایشان – ایجاد توهمِ وجود دشمنی (موهوم و فرضی) قدرتمند و همیشگی و تقدس بخشی به نبرد و مخاصمه با آن دشمن- تقدس بخشی به افراد و زمامداران و حاکم مستبد و بخشیدن نقشی متافیزیکی به رهبر – اضمحلال نقادی و نسبیت گرایی و ترویج تقدس بخشی و مطلق گرایی -
( برای آشنایی بیشتر و تجزیه و تحلیل در این مورد دو کتاب را به شما پیشنهاد می کنیم: 1- در پیرامون خودمداری ایرانیان، نوشته حسن قاضی مرادی، نشر اختران 2- جامعه شناسی خودکامگی (تحلیل افسانه ضحاک ماردوش) ، نوشته علی رضا قلی، نشر نی)
البته ما دراینجا تنها نکات منفی را بیان کردیم. بدیهی است که هدف ما آسیب شناسی و پیشرفت و تعالی به واسطه ی رفع نقایص است. وگرنه جامعه ی ما نقاط قوت و ارزشمند بسیاری دارد که با اتکا به آن می توان مسیرهای پیشرفت را هموار نمود که در فرصت
مناسب به آن خواهیم پرداخت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر و پیام خود را انتشار دهید